مجله آموزشی اطلاع رسانی دایومگ

logo
آیکون استخر پلاس

استخر پلاس

Search
دیگران راچگونه می بینیم و استنباط مان ازآنها

دیگران را چگونه می بینیم و استنباط مان ازآنها

فهرست مطالب

مجریان قانون می دانند که مجرمانی چون آدم ربایان و متجاوزان به عنف، به ندرت از کلمهٔ «ما» استفاده می کنند. برعکس آنها وقایع را طوری بیان می کنند که خود را از متجاوز جدا کنند و برای اشاره به مهاجم از ضمیر «او» و برای خودشان از ضمیر «من» استفاده می کنند. برای مثال، به جای اینکه بگویند: «ما سوار خودرو شدیم»، می گویند: «او من را سوار خودرو کرد» و به جای اینکه بگویند: «برای پر کردن باک خودرو در ایستگاه گاز توقف کردیم» ممکن است این گونه بگویند: «او در ایستگاه گاز توقف کرد». اگر در شرح یک ماجرا از ما، به ما و مال ما استفاده شود، می تواند نشانه ارتباط و همکاری و حتی مشارکت باشد.

در زندگی روزمره نیز گاهی شاهد این موضوع هستیم. وقتی جک و جیل در دوره نامزدی به رستوران می روند و پس از صرف شام و هنگام خروج از رستوران جیل می پرسد: «ما خودرو را کجا پارک کردیم؟» سؤال ساده ای است و استفاده از کلمه ها به جای تو یا شما به این معناست که جیل خودش و چک را یک زوج تلقی می کند اما این سؤال که «خودروی شما کجا پارک شده؟» می تواند به معنای بی رغبتی و نداشتن تعلق خاطر باشد، در حالی که تبدیل شما به ما نشان دهنده تلویحی علاقه است.

هرگاه با زوج ها صحبت می کنم منتظرم ببینم آیا از کلمه ما استفاده می کنند یا خیر. تحقیقات نشان می دهد در زوج هایی که از ضمیر جمع مثل ما، مال ما، به ما بیشتر از ضمیر مفرد (مثل: من، به من و تو) استفاده می کنند احتمال طلاق کمتر و رضایت از زندگی مشترک بیشتر است. درضمن تحقیقات نشان می دهد بین استفاده از این ضمایر و واکنش زوج ها به اختلاف نظرها و گله مندی ها هم بستگی قوی وجود دارد. به طوری که می توان پیش بینی کرد آیا آنها می توانند به زندگی مشترک ادامه دهند یا تضاد بین آنها شدید است و به جدایی منجر خواهد شد.

استفاده از ضمایر شما، مال شما و خود شما (یا) تو، مال تو و خود تو می تواند حاکی از یأس و ناکامی نهفته یا پرخاشگری آشکار باشد. وقتی در گفت و گویی شخصی می گوید: «تو باید این را بفهمی». نشانه خصومت و تفکر تقابل من در مقابل تو است. اما وقتی می گوییم «ما باید این را بفهمیم یا روشن کنیم» حاکی از آن است که ما با مسئله ای روبه رو هستیم یعنی فرض بر این است که ما مسئولیت مشترک داریم و باید همکاری کنیم.

آیا می توانید حدس بزنید در دو عبارت زیر زندگی مشترک کدام یک در شرایط حادتری قرار دارد؟

شخص الف: «زندگی ما دچار مشکل شده»

شخص ب: «این زندگی دچار مشکل شده»

آیا می توانید حدس بزنید در دو عبارت زیر زندگی مشترک کدام یک در شرایط حادتری قرار دارد؟

شخص ب نه تنها خود را از همسرش جدا می داند و از او فاصله می گیرد، بلکه ازدواجشان را کاملاً منتفی می داند گویی ازدواج پدیده ای است که هیچ ارتباطی با او ندارد. نمونه های فراوانی در این خصوص وجود دارد. یکی از زوجین در حضور همسر خود به جای اینکه بگوید «بچه های ما» می گوید «بچه های من» یا وقتی درباره فضاهای مشترک زندگی صحبت می کند و می گوید: «خانه من» یا «اتاق خواب من»، دیدگاه خود را به ما نشان می دهد. همچنین وقتی یکی از زوجین آشفته باشد و بخواهد به موضوعی که برای او نامطلوب است اشاره کند، ممکن است به همسر خود بگوید: «می دانی پسر تو توی کلاس چه کار کرده؟» بار دیگر یادآوری می کنم که یک مورد خاص هیچ مفهومی نمی تواند داشته باشد و جمله ای که گفته شده می تواند ناشی از عصبانیت یا ناراحتی شخص در لحظه باشد به خود زندگی مشترک، اما وقتی ترکیب و ساختار مشخصی از کلمات تکرار شد. داستان فرق می کند.

قضاوت شاه سلیمان

وقتی شخصی اطلاعاتی ارائه می کند، نظم و ترتیب اطلاعات مهم است. اگر کسی افراد پدیده ها یا حتی احساسات و هیجاناتی را به نحوی مطرح کند که ظاهراً تصادفی هستند و با جریان بحث ارتباط منطقی ندارند و ضرورتی برای طرح آنها نیست، باید به این نظم و ترتیب توجه کنیم. معمولاً این امر ناخودآگاه و به اولویت های فرد مربوط می شود و نشان می دهد که او نباید درباره برخی چیزها بحث کند.

احتمالاً این داستان قدیمی را شنیده اید که دو نفر زن نزد شاه سلیمان رفتند که عاقل ترین مردان تلقی می شد. آن دو به فاصله چند روز صاحب نوزاد پسر شده بودند. یکی از آن دو زن هنگام خواب ناخواسته روی نوزاد خود غلتید و باعث خفگی و مرگ نوزاد شد. زن مزبور نوزاد خود را با نوزاد زنده عوض کرد اما وقتی مادر آن کودک از خواب بیدار شد متوجه شد که نوزاد مرده مال او نیست و فهمید که نوزادان عوض شده اند؛ لذا برای شکایت نزد شاه سلیمان رفت.

شاه سلیمان با قدرت آینده بینی که داشت از قبل می دانست مادر کودک زنده کدام است اما می خواست دیدگاه و نظر خود را با منطقی نشان دهد که انکارناپذیر باشد؛ به همین دلیل گفت: «این مادر می گوید: پسر من نوزاد زنده است و نوزاد مرده پسر توست و این مادر می گوید: خیر این طور نیست، پسر تو نوزاد مرده است و پسر من نوزاد زنده است.»

سلیمان گفت:شمشیری او را بیاورند و توضیح داد که برای حل مشکل، نوزاد زنده را نصف می کند. یکی از زن ها فریاد کشید «نه این کار را نکن» و البته این کار او نشان می داد که مادر کودک زنده، اوست. آوینوم ساپیر، کارشناس در حوضه کشف دروغ می گوید، مادر دوم به شاه سلیمان گفت: «پسر او مرده، پسر من زنده است» اما مادر اول، ابتدا به فرزند خود اشاره کرد (یعنی می گفت: «پسر من زنده است، پسر او مرده است»). زیرا تمرکز او بر پسر خودش بود و او در ادعای خود پسر خویش را اولویت قرار داد. ساپیر به نمونه ای دیگری از یک نشریه اشاره می کند که نامه های خواننده گان را منتشر می کرد:

مادری نوشته بود که پسر او دچار مشکل شده بود، اما شوهر او این موضوع را درک نمی کرد. مادر مزبور می خواست بداند باید چه کار کند تا شوهر او متوجه مسئله بشود، اما این مادر در نامه خود ابتدا درباره خودش، سپس پسرش و بعد سگ پسرش مطلب نوشته بود، اما درباره شوهرش چیزی نگفته بود. در ضمن او نام خودش، پسرش و نام سگ پسرش را ذکر کرده بود، اما نامی از شوهرش نبرده بود. این امر نشان می دهد که «برای این زن، سگ بیشتر از شوهرش اولویت دارد و نشان می دهد که مسئله واقعی او با شوهرش است، نه رابطه شوهر او با پسرش»

از این قاعده کلی توجه به نظم و ترتیب جزئیات مطالب، در بسیاری از مواقع و رخ داد ها و ماجرا ها می توان استفاده کرد. برای مثال: وقتی از کودکی درباره اعضای خانواده اش سوال می کنید، ممکن است بگوید: «مادر من یا پدر من». سپس نام خواهر و برادر خود را بگوید. بدیهی است، اگر او ابتدا بگوید «بابا» بعد بگوید «مامان» و بعد نام خواهر و برادرش را به ترتیب سن آن ها بگوید. نباید تصور کنیم مشکلی رخ داده است. در ضمن اگر بچه های کوچک قبل از پدر و مادر، نام عروسک را بگویند، جای هیچ گ.نه نگرانی نیست، اما اگر به طور کلی اشاره به یکی از اعضای خانواده نشود، در این صورت جای بررسی دارد. بدیهی است نام نبردن نام یکی از اعضای خانواده یا ترتیب بردن نام آنها حاکی از آن نیست که اتفاق بدی رخ داده است، اما به ما می گوید رابطه آن ها غیر از آن چیزی است که ما تصور می کردیم.

همچنین وقتی از کارمندی در خصوص شرایط کار او سؤال می کنید ممکن است او دربارۀ «سرپرست» «خود» صحبت کند و بعد به همکارانش اشاره کند. اگر او به همکاری قبل از همکار دیگر اشاره می کند یا همکارانش را براساس سلسله مراتب نام می برد یا نخست خواهر شوهرش را که مسئول پذیرش است ذکر می کند، نباید تصور کنیم که مشکلی پیش آمده است. اما اگر او قبل از ذکر نام همکاران یا دوستانش، از آبدارخانه یا سماور محل کار خود صحبت کند می تواند حاکی از انزوای اجتماعی گوشه گیری یا قطع ارتباط او با دیگران در محیط کار باشد که نیاز به بررسی های عمیق تر دارد.

اخیراً بعد از سی سال یکی از دوستان دوران کودکی خودم را دیدم. بعد از احوال پرسی های مرسوم او عکس هایی از خود و حیوان خانگی اش به من نشان داد که در پارک غذا می خوردند. در رختخواب او را در آغوش گرفته بود و در کنار دریا به بازی پرتاب بشقاب با حیوانش مشغول بود، سپس عکس یکسری افراد مشهور را به من نشان داد که با آنها عکس گرفته بود و تعدادی عکس نیز با دوستان صمیمی خود داشت. بعد از نشان دادن ده ها عکس، روی عکس پسر نوجوانی توقف کرد که بدون پیراهن، دمبل در دست داشت. دوستم با ناراحتی گفت: «این پسرم مارک است». سپس عکس بعدی را نشانم داد و بدون ذکر نام گفت: «این هم دخترم است و به این ترتیب گزارش دوست من به پایان رسید. در هیچ یک از عکس ها بچه ها در کنار پدر نبودند. دوست قدیمی من با همسر دومش زندگی می کرد اما هیچ اشاره ای و عکسی از او در کار نبود و هیچ نکته ای هم درباره او نگفت.

حال این سؤال مطرح می شود که آیا او علاقه ای به همسر و فرزندانش نداشت؟ خیر چنین مفهومی استنباط نمی شود. شاید او کاملاً مایل بود با خانواده خود در ارتباط باشد، اما مشکلات شخصی و شرایط نا معلومی مانع از این ارتباط شده بود. در این صورت روابط آنها متشنج شده و باعث شده او به حیوان خانگی اش بیشتر توجه نشان دهد یا شاید او کاملاً گرفتار خودخواهی و خود پسندی شده و هیچ علاقه ای به خانواده خود ندارد. او با نشان دادن فرد مشهوری که با آنها آشنا شده، تصویر متزلزلی از خود نشان می دهد. ما اطمینان نداریم اما بر اساس این دیدار مختصر یقین داریم که رابطه او با همسر و فرزندانش رضایت بخش نیست و این نکته ای بود که او به هیچ وجه مایل نبود برای من علنی کند.

تمام آنچه گفته شد در مکالمات روزمره و شرایطی صادق است که فی البداهه با آنها روبه رو می شویم. در مواردی که احتیاط و دقت لازم است _مانند: مذاکره یا میانجیگری_ به احتمال زیاد کارشناس مجرب در آغاز کار نظر واقعی خودش را ابراز نمی کند؛ زیرا نمی خواهد قدرت و نفوذ خود را از دست بدهد. در این صورت این واقعیت که شخصی به طور کامل چیزی را نادیده بگیرد که احتمالاً و براساس شواهد توجه او را جلب خواهد کرد به ما می گوید که این همان چیزی است که نظر او را جلب خواهد کرد.

تصویری نمادین

چندین سال قبل از یک فروشنده آثار هنری دعوت کردم تا به خانه ما بیاید و نگاهی بیندازد به پنج تابلوی نقاشی که از عمه بزرگم به من ارث رسیده بود. من مراحل لازم و استاندارد را رعایت نکرده بودم؛ زیرا این آقا یکی از دوستان یکی از دوستان یکی از دوستانم بود. او بعد از نگاهی به تابلوها که با سکوت همراه بود با کسی تماس گرفت، سپس چنین چیزی گفت: «اینها ارزش چندانی ندارند». سپس با اشاره به یکی از تابلوها گفت: این یکی پانصد دلار می ارزد اما می توانم آنها را در بخش حراجی نمایشگاه خود قرار دهم و چندهزار دلار بفروشم. اگر مایل باشید کلاً سه هزار دلار به شما می دهم. من در خصوص هنر چیزی نمی دانم اما با طبیعت انسان ها آشنا هستم و متوجه شدم که او به هیچ وجه متوجه یک تابلوی نقاشی کوچک نشده است. علت کنجکاوی من این بود که او حداقل دو ثانیه به بقیه تابلوها نگاه کرده بود حتی تابلویی که دائم تکرار می کرد «هیچ ارزشی ندارد».

پیشنهاد او را رد کردم و از اینکه وقت گذاشته بود از او تشکر کردم. او قیمت پیشنهادی خود را بالا برد. من بازهم رد کردم. او بار دیگر قیمت پیشنهادی خود را بالاتر برد. بعد از چند دور دیگر که او بارها پیشنهاد «نهایی» خود را گفت. کاملاً مشخص شد که آدم در خور اعتمادی نیست. کارشناس با کمال نا خشنودی رفت و من از یک ارزیاب هنری (نه دلال، بلکه کارشناسی که بابت کار خود دستمزد دریافت می کند) تماس گرفتم. معلوم شد که اگرچه چهار تا از تابلو ها از جمله تابلویی که آن دلال گفته بود هیچ ارزشی ندارد، واقعا هیچ ارزشی نداشتند. آن تابلوی کوچکی که او توجهی به آن نداشت، حدود هفت برابر پیشنهاد «نهایی» او ارزش داشت.

تصویری نمادین

مادری که تازه صاحب فرزند شده است لباس های شسته شده فرزند خود را تا می کند. او هر تکه لباس کوچک را با مهر و عشق از داخل سبد برمی دارد لبخند می زند و آنها را با دقت در داخل کشوی کمد کودک قرار می دهد. سرانجام این مادر نفسی که حاکی از رضایت خاطر است می کشد و خوشحال از کاری که انجام داده، کشو را می بندد.

این مادر در تمام مدت انجام کار روزمره و یکنواخت خود که می تواند خسته کننده باشد، از کار خود لذت می برد و کودک خویش را عزیز و گرامی می دارد. دلیل این کار این است که او کارهای کودک خود را با عشق و دقت انجام می دهد به همین ترتیب، کسی که نسبت به آنچه متعلق به والدین یا پدربزرگ و مادربزرگ عزیز او است. عشق می ورزد، شاید بهتر باشد که شیئی باقی مانده از آنها را به سطل بازیافت بیندازد، اما این شخص آن را ارثیه خانوادگی می داند. مفهوم تصویر نمادین که با این داستان ها بیان شد به این معناست که اگر می خواهیم بفهمیم فردی چه احساسی نسبت به فرد دیگر دارد، کافی است دقت کنیم و ببینیم او با آنچه متعلق به فرد دوم است، چگونه برخورد می کند. در ریاضیات به این موضوع رابطه همگن می گویند: اگر A-B و B-C، در این صورت A-C. البته در روانشناسی، برعکس ریاضیات این موضوع قاعده محکمی نیست، اما دریچه ای دیگری است که از طریق آن می توانیم از رفتارهای دیگران، به درک خاصی برسیم.

تصویر نمادین می تواند درک مهمی به ما بدهد که شاید کسب آن از طریق مشاهده مستقیم دشوار باشد. برای مثال، زنی که (بعد از گذشت سه ماه از ازدواجشان) به طور ناگهانی از شوهر دوم خود جدا شده بود، نگران سازگار شدن دختر کوچکش با پدر خوانده اش بود. به او پیشنهاد کردم به دخترش یک خرس عروسکی بدهد و به او بگوید که این را پدر خوانده اش داده است. اگر کودک عروسک را در آغوش گرفت و با آن ارتباط برقرار کرد مادر می تواند فرض را بر این بگذارد که دخترش دلتنگ پدرخوانده اش است برعکس اگر دختر رغبتی به عروسک نشان نداد، می تواند به این نتیجه برسد که دخترش علاقه ای به پدرخوانده اش ندارد. اگر دختر غمگین و از دست پدرخوانده عصبانی باشد، ممکن است رفتار تندی نسبت به عروسک نشان دهد و آن را به کناری پرتاب کند یا سعی کند چشم های عروسک را دربیاورد. یکبار دیگر یادآوری میکنم، توصیه من این نیست که باید تفسیر قاطع ارائه کنیم، بلکه نحوه برخورد دختر با عروسک که نماینده پدرخوانده اش بوده می تواند نشان دهد، چه مسیری را باید طی کنیم.

همه ما با سازوکارهای گفتاری و کلامی مختلف، فضای احساسی بین خودمان و دیگران را تحلیل می کنیم. با توجه به تغییرات جزئی در نحوه بیان می توانیم بفهمیم کسی قصد نزدیک شدن به ما را دارد یا می خواهد بین ما و خودش و یا دیگری فاصله بیندازد. این نکته زمانی مفید است که می خواهیم میزان کشش و علاقه را در هر رابطه جدید یا رابطه قدیمی ارزیابی کنیم.

امیر مطلوبی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ، و با استفاده از طراحان گرافیک است، چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است، و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز، و کاربردهای متنوع با هدف بهبود
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
گیف تبلیغاتی2
گیف تبلیغاتی2
گیف تبلیغاتی2
گیف تبلیغاتی2
0
با لایک و کامنت از این مقاله حمایت کنیدx

در خـبـرنـامـه ما عضو شوید

برای دریافت آخرین رویداد ها ایمیل خود را وارد نمایید.